تبليغاتX
آخرین اخبار دنیای حقوق

3ona

سینا

3ona

http://3ona.blogfa.com

آخرین اخبار دنیای حقوق

آخرین اخبار دنیای حقوق

آخرین اخبار دنیای حقوق

با سلام خدمت شما دوست عزيز.
ضمن خوش آمد گويي اعلام ميدارد اين وب سعي دارد در زمينه ارائه آخرین اخبار دنیای حقوق به شما بازدیدکنددگان محترم خدمت نماید.

لذا آمادگي منعكس كردن نقطه نظرات شما دوستان را اعلام مي دارد.

آخرین اخبار دنیای حقوق

 
با عضويت در خبرنامه ، از اخبار مهم و مطالب جديد مطلع مي شويد   E-maiL:Sinamehrabi@Gmail.com  
 

فهرست اصلی
لينکهاي سريع
صفحه اول
آرشيو
ايميل
موضوعات


آرشيو مطالب

لينک دوستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " آخرین اخبار دنیای حقوق " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
آرشيو تماس با ما


فلسفه انجام مجازات زنا در ملأ عام

خداوند در قرآن مطرح نموده است که زناكار، اعم از مرد و زن، باید مجازات شود و مجازاتش را هم قرآن تعیین كرده است: " صد تازیانه ". صد تازیانه باید به مرد زناكار زده شود و صد تازیانه به زن زناكار. همچنین به مؤمنین آگاهی می دهد كه در مورد این مجازات مبادا تحت تأثیر عواطفتان قرار بگیرید، مبادا دلتان رحم بیاید و بگویید با خوردن صد تازیانه دردش می آید پس یك مقدار از آن را اجرا نكنیم، كه اینجا جای رحم نیست. می گوید مبادا در اینجا عواطفتان به هیجان بیاید و سبب شود كه عملا تسامحی در اجرای این حد قائل شوید و به اصطلاح امروز یك وقت فكر نكنید این عمل، " غیر انسانی " است، نه، " انسانی " است. و می گوید این مجازات را در خفا انجام ندهید چون این مجازات برای این است كه دیگران عبرت بگیرند. حتما یك جمعی از مؤمنین باید در موقع اجرای این مجازات حاضر و ناظر باشند و ببینند. مقصود این است كه وقتی این حكم اجرا می شود باید به گونه ای اجرا شود كه همه مردم آگاه شوند كه فلان مرد یا زن زناكار این حد درباره اش اجرا شد، نه اینكه مخفیانه اجرا شود، باید علنی اجرا شود.

خداوند در سوره نور آیه 2 می فرماید: «الزانیه و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مأه جلده و لا تأخذكم بهما رأفه فی دین الله ان كنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر و لیشهد عذابهما طایفه من المؤمنین»: هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید و نباید رأفت (و محبت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند»!

می گوید: نباید رأفت (و محبت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود. شدت عمل نشان می دهد، می گوید: اینجا جای رأفت و گذشت نیست. همین قدر كه ثابت شد، دیگر حق گذشت نداری. در جمله بعد هم مخصوصا امر می كند كه مبادا اجرای حكم حد مرد زناكار و زن زناكار را در پشت دیوارها و دور از چشم مردم انجام دهید. حتما باید در حضور مردم باشد و خبرش همه جا پخش شود تا بدانند اسلام در مسأله عفاف حساسیت فوق العاده دارد، چون اصل اجرای دستورهای جزائی برای تأدیب و تربیت اجتماع است. یك زنی زنا كند و محرمانه او را ولو اعدام هم كنند، اثری در اجتماع نمی بخشد.

در صدر اسلام هم هر وقت چنین چیزی اتفاق می افتاد كه البته كم هم اتفاق افتاده چون این قوانین را كه اجرا می كردند زنا كم اتفاق می افتاد اعلام عمومی می كردند. بنابراین در مجازات زنا، علاوه بر خود مجازات، كیفیت اجرا نیز معلوم گردیده و حضور مردم لازم دانسته شده است (ولیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین، نور آیه 2): و باید گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند! و این حضور جز براى این كه هدف بازدارندگى بهتر تأمین شود، ظاهراً دلیل دیگرى ندارد. دستور حضور جمعى از مؤمنان در صحنه مجازات برای اینست كه هدف تنها این نیست كه گنهكار عبرت گیرد، بلكه هدف آنست كه مجازات او سبب عبرت دیگران هم شود، و به تعبیر دیگر: با توجه به بافت زندگى اجتماعى بشر، آلودگیهاى اخلاقى در یك فرد ثابت نمى ماند، و به جامعه سرایت مى كند، براى پاكسازى باید همان گونه كه گناه برملا شده مجازات نیز برملا گردد. 

و بدین ترتیب اساس پاسخ این سؤال كه چرا اسلام اجازه مى دهد آبروى انسانى در جمع بریزد روشن مى شود، زیرا مادام كه گناه آشكار نگردیده و به دادگاه اسلامى كشیده نشده است خداوند ستار العیوب راضى به پرده درى نیست اما بعد از ثبوت جرم و بیرون افتادن راز از پرده استتار، و آلوده شدن جامعه و كم شدن اهمیت گناه، باید به گونه اى مجازات صورت گیرد كه اثرات منفى گناه خنثى شود و عظمت گناه به حال نخستین باز گردد.

اصولا در یك جامعه سالم باید تخلف از قانون با اهمیت تلقى شود، مسلما اگر تخلف تكرار گردد آن اهمیت شكسته مى شود و تجدید آن تنها با علنى شدن كیفر متخلفان است. این واقعیت را نیز از نظر نباید دور داشت كه بسیارى از مردم براى حیثیت و آبروى خود بیش از مساله تنبیهات بدنى اهمیت قائلند، و همین علنى شدن كیفر ترمز نیرومندى بر روى هوسهاى سركش آنها است. از نظر فقهى نیز اعلام عمومى براى حضور مردم در مراسم اجراى حد، مطلوب و شایسته است، بلكه حاكم حق دارد كه مردم را امر كند كه در این مراسم شركت كنند. صاحب جواهر پس از ذكر این حكم مى گوید: دلیل این حكم علاوه بر روایاتى كه بر آن دلالت دارند، این است كه حضور مردم در مراسم اجراى حد، موجب بازدارندگى براى مجرم و براى دیگران خواهد بود و علاوه بر این، مصالح دیگرى دارد كه به عنوان حكمت اجراى حد مى باشند. این بحث گرچه در مورد حد زنا گفته شده است، ولى ملاك آن در همه حدود وجود دارد و طبعاً این حكم در همه حدود جریان دارد.

آیه فوق كه به صورت امر است وجوب حضور گروهى از مؤمنان را به هنگام اجراى حد زنا مى رساند، ولى ناگفته پیدا است كه قرآن شرط نكرده حتما در ملاء عام این حكم اجرا شود، بلكه بر حسب شرائط و مصالح متفاوت مى گردد حضور سه نفر و بیشتر كافى است، مهم آن است كه قاضى تشخیص دهد حضور چه مقدار از مردم لازم است. فلسفه این حكم نیز روشن است، زیرا:

اولا درس عبرتى براى همگان است و سبب پاكسازى اجتماع،
ثانیا شرمسارى مجرم مانع ارتكاب جرم در آینده خواهد شد،
ثالثا هر گاه اجراى حد در حضور جمعى انجام شود قاضى و مجریان حد متهم به سازش یا اخذ رشوه یا تبعیض و یا شكنجه دادن و مانند آن نخواهند شد،
رابعا حضور جمعیت مانع از خودكامگى و افراط و زیاده روى در اجراى حد مى گردد،
خامسا ممكن است مجرم بعد از اجراى حد به ساختن شایعات و اتهاماتى در مورد قاضى و مجرى حد بپردازد كه حضور جمعیت موضع او را روشن ساخته و جلو فعالیتهاى تخریبى او را در آینده مى گیرد و فوائد دیگر.

سینا یکشنبه 17 آبان1388  نظر بدهید!

شاهرودي:خطاكار نبايد از نظام اخراج شود


رييس سابق قوه قضاييه با بيان اينكه اگر کسی خطایی کرده، نباید از نظام اخراج شود، گفت: نیروهای عظیم به جای اینکه به هم کمک کنند، خیلی وقت ها بایکوت می شوند و همدیگر را خنثی می کنند.


به گزارش پايگاه اطلاع رساني جماران،آیت‌الله‌هاشمی‌شاهرودی در پاسخ به پرسشي مبني براينكه مراد امام از وحدت چیست؟ ، گفت: استراتژی امام در دوران مبارزه و پیروزی انقلاب، وحدت بود اگر بخواهیم مکتب سیاسی امام را ورق بزنیم، جوهره آن این است که امام همه چیز را روی وحدت ملت بنا کرد. قبل از انقلاب اختلافات زیادی در مبارزه بود.

وي با بيان ايكه قبل از انقلاب اختلافات زيادي در مبارزه بود،ادامه داد:در مورد مسائل منافقین که در آن وقت مجاهدین خلق نام داشتند، اختلاف دکتر شریعتی و شهید مطهری و بازرگان و مسائل انجمن حجتیه. خیلی به امام مراجعه می شد. در همه اینها امام بهترین نقش را ایفا کردند و هیچ چیزی نگفتند. نه نسبت به این طرف و نه نسبت به آن طرف و عکس العملی نشان ندادند.

رییس پیشین قوه قضاییه اظهار داشت: امام سیاستی داشت که نمی‌گذاشت اختلافات بیشتر شود. آن زمان اختلاف زهر مهلک بود. امام سعی می‌کرد گروه‌های سیاسی را متحد کند. امام همه را متحد کرد. همه فکر می‌کردند آنچه می‌خواهند در کلام امام هست.

وی به اختلافات موجود در دهه اول بعد از انقلاب اشاره کرد و گفت: بعد از انقلاب اندیشه امام، در قانون اساسی متبلور و وحدت گروه‌ها دنبال شد. امام سعی می‌کرد این انشعاب‌ها و اختلاف سلیقه‌ها به انقلاب ضربه نزند. چون ممکن بود این توجهات به جدایی یک جریان و مجموعه از انقلاب بیانجامد. نه خودش به اینها توجه می‌کرد و نه قبول هم داشت که افرد دسته دسته بشوند.

آیت‌الله‌شاهرودی در پاسخ به این سوال که امام این اختلافات را چگونه مدیریت می‌کرد،گفت: امام یک تعبیر داشت که اصل دینی و فلسفی امام بود که اگر افراد خالص و مخلص به آن توجه کنند هیچوقت به انشقاق‌ها نمی‌رسند. ایشان می‌گفتند اگر 124 هزار پیامبر در یک زمان بودند بینشان هیچ اختلافی نبود چرا که همه خالص بودند چون همه می‌خواستند تکلیف خدا را انجام بدهند و هوای نفس نداشتند.

بیشترین منشاء این اختلافات به مسائل سلیقه ای و ذوقی و هواهای نفسانی بر می‌گردد.
وی با بیان اینکه امام ایجاد دسته بندی های سیاسی را ضروری نمی‌دید،گفت: امام احزاب اسلامی را قبول داشت اما ضرورت نمی‌دید.نه خودش حزبی فکر می‌کرد و نه دنبال این بود که حزبی تاسیس کند. در طول50 سال مبارزه هم حزب تاسیس نکرد. هیچگاه سعی نکرد حزبی راه بیاندازد و بخشی از مردم را به آن وارد کند.

يكي از فقهاي شوراي نگهبان در پاسخ به این سوال که امام می گویند اختلاف اگر در اصول باشد موجب سستی نظام می شود، اصول مد نظر امام چیست؟، خاطرنشان ساخت: امام در مجموعه بیانات خود اصول را مشخص کرده‌اند یکی اسلامیت نظام است که در قانون اساسی به عنوان اصل چهارم گنجانده شده و بر همه اصول حاکمیت دارد. اصل بعدی ولایت فقیه است. ایشان خیلی به اصل ولایت فقیه تاکید می‌کند و اعتقاد دارد که ولایت فقیه از احکام اولیه است.

وی افزود: از نظر فقهی ولایت فقیه از دستاوردهای عظیم فکری امام بود که در نجف تدریس فرمودند و تحول بزرگی در حوزه های علمیه به وجود آورد. آن زمان فقاهت خیلی محدود بود. امام با این نظریه فقه را زنده کرد. از بعد سیاسی ولایت فقیه مبنای کار ایشان بود و به خاطر همین نظریه پیروز شد و مملکت را اداره کرد. امام بارها تاکید کردند که اصل ولایت فقیه از احکام اولیه است و باید حفظ شود.

هاشمي شاهرودي با بيان اينكه امام بر وحدت امت و حفظ یکپارچگی مردم و مسوولین تاكيد داشتد،اظهارداشت:امام از نظر تئوری و فقهی وحدت را تبیین كردند و از نظر عملی هم به شدت به آن تکیه می‌کردند. مشی و منش و سلوک ایشان در مسیر مبارزه و رهبری نظام، وحدت بود.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: امام سعی می‌کرد همه را یکی کند و نگذارد از هم جدا شوند، ضمن اینکه همه نظرات را محترم می‌شمرد و به آنها بها می‌داد، نمی‌گذاشت نظرات مختلف از بین برود. اظهار نظر و انتقاد را یکی از راه‌های رشد می‌دانست ولی وحدت را حفظ می‌کرد.

وي با بيان اينكه امام اختلافات را با توجه یکسان به همه گروه‌های خودی مدیریت می‌کرد، خاطرنشان كرد: اگر به این یکی توجهی می‌کرد به آن دیگری هم توجه می‌کرد. ابتدای انقلاب تضاد شدیدی بین بعضی جریانات و اشخاص ایجاد شد. ایشان با قدرت الهی بی نظیر خود این اختلافات را جمع کرد. مقام و جایگاه و شـأن و نفس عجیب ایشان تنش‌ها را ذوب می‌کرد و اجازه نمی‌داد این تنش‌ها خیلی اثر کند.

آیت الله شاهرودی اصل چهارم را به وصیت نامه امام ارجاع داد و گفت: اصل بعدی اصل حفظ نظام است. امام خیلی نسبت به این مساله حساسیت داشتند و این دستاورد بزرگ را عزیزتر از همه چیز می‌دانستند. ایشان جمهوری اسلامی را تنها در ایران نمی دید، امام این تحول را مبنای تحول جهانی و منطقه‌ای می‌دانست.

رييس سابق قوه قضاييه با بيان اينكه امام در صحبت‌های خود می‌گفت که پیام‌های انقلاب صادر خواهد شد،افزود: صدور پيام انقلاب از زمان خود ایشان شروع شد و الان ثمرات خود را دارد می‌دهد. آنچه در جهان اسلام الان هست همه از ثمرات انقلاب است و این تاثیر بیشتر خواهد شد و کل جهان را در بر خواهد گرفت. می شود گفت امام این انقلاب را مبنای رسیدن به هدف بلند همه ادیان الهی می‌دانست که همان وعده موعود الهی است.

آیت الله هاشمی شاهرودی در پاسخ به این سوال که وحدت باید بر سر چه اصولی باشد؟ ، گفت: وحدت بر اساس روح قالب انقلاب اسلامی است که روح آن اندیشه‌های امام به عنوان موسس، مبین، ایده‌ئولوگ و بنیانگذار نظام است و شکل و قالب آن قانون اساسی است که روح اندیشه‌های امام در آن دمیده شده است.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه امام به نقض قانون اساسی خیلی حساس بود، يادآور شد:چارچوب‌های اصلی نظام را خود امام گفته است. این فرامین خودش اصول نظام اسلامی هستند. در قانون اساسی این اختیار به رهبری داده شده است که خود رهبر در جاهایی وارد ماجرا بشود و مدیریت کند. مثلا در خصوص رابطه با آمریکا رهبری تصمیم می گیرد.

وی در بیان این که امام چگونه با دستگاه ها و گروه‌های مختلف و قومیت‌های متنوع کار می‌کردند؟ اظهار داشت: خود امام خیلی در مسائل جزیی ریز نمی‌شد. امام اصول و جهت‌گیری‌های اساسی را در نظر داشت. این برگرفته از سیره پیامبر(ص) بود. سعی نمی‌کرد در این چیزهای خرد شود. حرف حق را می زد حرفی که باید اهلش بفهمد اما خیلی پایین تر نمی‌آمد. امام سعی می‌کرد مطلب خود را چنان بگوید که همه از آن استفاده کنند و وحدت هم حفظ شود.

آيت الله هاشمي شاهرودي از امام به عنوان مربي امت يادكرد و ادامه داد: امام خميني استاد اخلاق و تربیت اجتماعی بود و واقعا هم مردم را تربیت کرد. این روح مربی‌گری اقتضا می‌کند که در مسائل ریز نشود. چون حجاب‌ها از بین می‌رود. اگر به کسی ترش کند، دیگر نمی‌تواند با او کار کند و روی وی اثر بگذارد.

رييس سابق قوه قضاييه با بيان اينكه امام جرح و تعدیل انجام نمی‌داد،‌اظهارداشت: اگر نقصی هم بود باید به تدریج رفع می شد. سعی می کرد به گونه ای رفتار کند که بدون اینکه آبرو و حیثیت افراد زیر سوال برود بتدریج خودشان اصلاح بشوند و نواقص را از بین ببرند. این خصلت امام بود که خیلی چیزها را صریح نمی گفت. امام می دانست این فرد چکاره است به‌گونه‌اي حرف می‌زد که طرف خودبخود عوض شود. می خواست افراد را هم حفظ کند و هم اصلاح کند و این شیوه تربیت انبیاء الهی است.

يكي از فقهاي شوراي نگهبان در پاسخ به این سوال که اگر در اصول اختلاف پیدا شود فصل الخطاب اختلافات و مرجع حل مسائل کجاست،گفت: از نظر فقهی همان مبنای اصیل امام یعنی ولایت فقیه؛ او ولی فقیه است. هر اختلافی در امت، در گروه‌ها و دسته‌جات اگر به جایی برسد که نیاز به حل اختلاف پیدا کند، مرجع ولی فقیه است.

وي تاكيد كرد: معتقدم این اختلافات در اصول نیست. اختلافات همه در مسائل جزیی بوده است. گله‌مندی هایی بوده که زیاد شده و به یک چیزی تبدیل شده که بخاطر آن اتفاقاتی هم رخ داده است و سوء ظن‌ها زیاد شده است. امام روی این مساله تاکید می کرد که اختلافات اصولی نیست. این اختلاف ها از نوع اختلافات بین کفر و اسلام نیست. اختلاف معاویه و علی نیست، مانند دعوای خانوادگی است. اینها در اصول با هم شریکند. گله‌مندی‌ها، حساسیت‌های شخصی، منافع نشأت گرفته از بعضی بی‌توجهی‌ها است. نفس انسان هم می‌خواهد که او را به این طرف و آن طرف بکشد.
رییس سابق قوه قضاییه در پاسخ به این سوال که راه حل نهایی وحدت سیاسی جامعه چیست؟ گفت: بدون شک گفتمان و مباحثه در فضای حسن ظن می‌تواند موثر باشد. باید حداقل اعتماد طرفین ایجاد شود تا با هم گفتگو کنند. علما، روحانیون، بزرگان، نخبگان، رهبر انقلاب و مراجع باید این فضای اعتماد را ایجاد کنند.

هاشمي شاهرودي با تاكيد براينكه بهترین راه‌حل براي رسيدن به وحدت سياسي، راه گفتمان است، اظهارداشت: گله‌مندی‌ها در جلسات گفتگو حل می‌شود. اگر این حسن ظن ایجاد شود، همه می‌فهمند که مسائل آنگونه که در ذهنشان هست، نیست. اختلاف افراد و گروه‌ها در اثر دور بودن آنها و وجود برخی واسطه ها که مسائل را بزرگ می‌کنند، زیاد می‌شود. بعد که اینها به هم می‌رسند، می‌بینند که همه آنها مبالغه بودن موضوع و جور دیگری بوده است.

وي با بيان اينكه در اسلام تاکید شده سوء ظن حرام است، به بيان روايتي پرداخت و گفت: اگر 50 نفر بگویند که فلانی بر علیه تو حرفی زده است و خودش بگوید نزده است حرف آن یک نفر را قبول کن و حرف آن 50 نفر را رد کن. بستر سوء ظن زود ایجاد می‌شود و خیلی زود بالاتر می‌رود و تندتر می‌شود. افراد زیادی هستند که کارشان تملق است؛ اینکه بر علیه این و آن خبر بدهند. بر این مسائل تربیتی و اخلاقی در روایات دینی ما تاکید شده است.

آیت الله شاهرودی دومین راه حل اختلاف را بعد از گفتگو بی‌پرده گروه‌های سیاسی، انجام کارهای مشترک عنوان کرد و اظهار داشت: یکی از عوامل مهم وحدت، تشکیل کارگروه‌های مشترک و شرکت دادن همگان در برنامه ریزی های کشور است. این کار اعتماد همه را جلب می کند.اینکه پیامبر(ص) برخی اوقات کار را به دست کسی می داد که می دانست این کاره نیست، به این دلیل بود که می خواست این فرد را همراه کند.

وي گفت:نظام ظرفیت بالایی دارد و کار برای نظام خیلی زیاد است، بارهای زمین مانده در نظام خیلی زیاد است. اهداف بلند انقلاب این قدر کار و نیرو و کادر می خواهد که ما یک هزارم آن را نداریم و می شود از همه، در این قسمت ها استفاده کرد. ما نیروهای عظیمی در انقلاب و نظام خود داریم. مدیرانی که ما داریم در کشورهای دیگر کمتر پیدا می شود ولی متاسفانه کار جمعی کمتر کردیم و مدیریت جمعی را بلد نیستیم. نیروهای عظیم به جای اینکه به هم کمک کنند، خیلی وقت ها بایکوت می شوند و همدیگر را خنثی می کنند.

رييس سابق قوه قضاييه با بيان اينكه گذشت و اغماض، "شرح صدر" خیلی مهم است، تصريح كرد: سر هر مساله جزیی نباید حساسیت نشان داد. اینکه کسی خطایی کرده، نباید از نظام اخراج شود. باید از همه استفاده شود. از هر چیزی در جای خودش و از هر نیرویی که بتوان از آن برای انقلاب استفاده کرد، باید بهره برداری کرد.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام عامل دیگر در ایجاد وحدت را،توجه دادن همه جریان‌های سیاسی، انقلابی، اسلامی و همه نخبگان به خطرات دشمنان اسلام و نظام عنوان كرد و گفت:برخی خیال می‌کنند همه چیز تمام شده است و بایستی غنایم و پست‌ها و صندلی‌ها را تقسیم کرد. در صورتی که چنین نیست . امروز دشمنی استکبار و همسوئی آن با برخی از رژیم‌های مزدور منطقه و توطئه‌هایشان بر علیه نظام جمهوری اسلامی رو به رشد است که خطر جدی است و همه باید متوجه آن باشند.

سینا یکشنبه 17 آبان1388  نظر بدهید!

توصیه دادستان ویژه روحانیت قم به روحانیون

روحانیون از موضع‌گیری‌های صریح سیاسی و طرفداری از احزاب و گروه ها خودداری کنند تا چهره روحانیت از سیاست زدگی به دور باشد.

به گزارش شیعه نیوز دادستان ویژه روحانیت قم در نشست سرگروه‌های تبلیغی سازمان اوقاف استان قم اظهار داشت: مبلغین در امور سیاسی دخالت نکنند و فقط زمینه های اصلاح جامعه را فراهم کنند و فعالیت‌هایشان ارشادی باشد.

وی گفت: افتخار و محبوبیت روحانیت در بین مردم به خاطر این است که حلال و حرام خدا را با حفظ امانت بیان می کند.

حجت‌الاسلام عبداللهی افزود: مبلغان قبل از اعزام شناخت کافی نسبت به محل اعزام و آشنایی لازم نسبت به اعتقادات و سنت های مردم کسب کنند تا جایگاه و چهره روحانیت در این مناطق ارتقاء یابد.

حجت‌الاسلام عبداللهی ادامه داد: مبلغینی که توانایی لازم را در مباحث مشاوره‌ای ندارند از ارائه مشاوره‌های خانوادگی و دخالت در امور شخصی مردم پرهیز کنند و از بروز خرافات و خرافه‌گری در میان مردم جلوگیری کنند.

وی در پایان تاکید کرد: طلاب به نهاد خانواده، تربیت فرزندان ، امرار معاش ، و امور مربوط به همسرداری و تعهد افراد نسبت به جامعه اسلامی توجه بیشتری داشته باشند.

سینا یکشنبه 17 آبان1388  نظر بدهید!

توكلی:هربلایی خواستید سراین قانون آورده‌اید

پس از آنكه میان مصوبات مجلس در مورد مواد 13 و 16 لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها، تعارضی به وجود آمد برخی نمایندگان پیشنهاداتی را برای رفع ابهام ارائه دادند كه عموما با مخالفت مواجه شد و رای لازم را كسب نكرد.

به گزارش ایلنا محمدرضا خباز سخنگوی كمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینكه در شان مجلس نیست كه مصوبه پیشین خود را زیر سوال ببرد از ابوترابی‌فرد كه ریاست جلسه را برعهده داشت خواست تا این لایحه را بار دیگر به كمیسیون ویژه بازگرداند تا این تعارض مرتفع شود.

وی به سخنان رئیس‌جمهور مبنی بر اینكه برای اجرای این لایحه عجله نكنید اشاره كرد و گفت: نباید قانون متناقضی را به دولت ارائه دهیم كه هرگاه در اجرایش دچار مشكل شد، گناهش را به گردن مجلس بیاندازد.

ابوترابی‌فرد این پیشنهاد را لازم ندانست و گفت: ماده 13 لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها مربوط به تمامی مراحل درآمدی است اما ماده 16 فقط در مورد حامل‌های انرژی است كه تعارضی را به وجود نمی‌آورد.

پس از آن جهانبخش محبی‌نیا عضو هیات‌رئیسه مجلس طی پیشنهادی خواستار آن شد كه اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها از سال جاری تنها مربوط به حامل‌های انرژی نشود و دیگر موارد هدفمندسازی یارانه‌ها را نیز در بر بگیرد این پیشنهاد اگرچه نهایتا با 114 رای موافق به تصویب رسید اما با تذكرات متعددی از سوی نمایندگان مواجه شد از جمله آنكه خباز اعلام كرد هدف از ماده 16 آن بود كه دولت به شكل آزمایشی بخشی از لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها را در سال جاری اجرایی كند اما به این ترتیب دامنه اختیارات دولت را گسترش می‌دهید كه نوعی زیركی در قانونگذاری است.

حسن ونایی نیز با كنایه به ابوترابی كه ریاست جلسه را برعهده داشت گفت: مدیریت حضرت عالی قابل درك است اما با اصلاح اینچنینی ماده 16، كل ماده ماده 13 و تبصره یك آن حذف می‌شود.
جمشید انصاری نیز رفع ابهام مورد نظر محبی‌نیا را در تعارض با مبانی بودجه‌ای خواند.

احمد توكلی نیز در ادامه این تذكرات به ابوترابی‌فرد گفت: گویا شما می‌خواهید تناقض در مصوبات مجلس را صددرصد كنید قبلا ماده 16 با اصلاحات منظور برخی نمایندگان تنها با ماده 13 تعارض داشت اما با پیشنهاد آقای محبی‌نیا با تبصره‌های این ماده نیز تعارض پیدا می‌كند.

وی افزود: هر بلایی كه دلتان خواست سر این قانون آورده‌اید و در حال حاضر نیز به دنبال تغییر ماهیت ماده 16 و تعمیم آن به كل لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها هستید.

براساس این گزارش ابوترابی‌فرد در پاسخ به این تذكر سكوت كرد كه با فریاد اعتراضی توكلی مواجه شد كه می‌گفت جواب من را بدهید و حداقل بگویید كه تذكرم وارد هست یا نه؟ در این هنگام ستار هدایتخواه كه از جمله نمایندگان حامی دولت است طی تذكری اعلام كرد برخی نمایندگان به بهانه تذكر، در مخالفت با پیشنهادات مطرح شده صحبت می‌كنند و به گونه‌ای حرف می‌زنند كه گویی نمایندگان تبانی‌هایی انجام دادند كه در مجلس اتفاقی بیافتد این برخورد دون شان مجلس است و رئیس جلسه نباید به آن اجازه مطرح شدن بدهد اما ابوترابی‌فرد برخلاف سخنان هدایتخواه، تذكرات انصاری و توكلی را وارد دانست و علی‌رغم این، پیشنهاد محبی‌نیا را به رای گذاشت. با ارائه 114 رای موافق در مقابل 48 رای مخالف این پیشنهاد مصوب شد كه براساس آن دولت از سال جاری می‌تواند تمامی لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها از جمله حامل‌های انرژی و دیگر یارانه‌های مربوط به آب، برق، گندم و... را در سال جاری اجرایی نماید.

سینا یکشنبه 17 آبان1388  نظر بدهید!

گفت‌وگو با فرزاد موتمن کارگردان فیلم صداها

گفتگو با فرزاد موتمن از لذت بخش ترین شانس هایی است که می تواند نصیب یک روزنامه نگار حوزه سینما شود. در گفتگو با موتمن همیشه گدار یک پای ماجراست. بی دلیل نیست که دوستانش او را حافظ منافع گدار در ایران می دانند. با ولع خاصی می‌گوید من 5 هزار عکس از گدار در مموری موبایلم دارم عکس از ازدواجش با انا کارنینا دارم که بل موندو هم کنار آنهاست. موبایل موتمن اولین چیزی است که کنجکاوی تو را بر می انگیزد.او در مجاز هم با علایقش زندگی می‌کند. در تصویر مجازی ال سی دی موبایلش که همه آنچه که دوست دارد را با آن حمل می‌کند در ست مثل سهیل ، صدابردار فیلم «صداها»‌ که در هارد دستگاه صدابرداری‌اش اشعار عاشقانه و دیالوگ‌های عاشقانه ای که با صدای همسر از دست رفته اش را ذخیره کرده و با خاطره آن زندگی می‌کند .«صداها» فیلم محبوب خود موتمن است و البته فیلمی خوش ساخت و گرم.فیلمی که صادقانه بیشترین میزان فرزاد موتمن در آن وجود دارد.دوربین آرام و جستجوگری که شخصیت های یک ساختمان 3 طبقه را کنکاش می‌کند. فیلمی شریف و به دور از هیاهو که می توان آن را دوست داشت یا آن را فیلم بدی دانست اما شرافت و احترام به مخاطبی که در در تمام این فیلم موج می زند را نمی توان انکار کرد . امروز در سینمای ایران رکب‌زدن در داستان حسابی مخاطب و منتقد جلب می‌کند اما صداها از همان اول فیلم آب پاکی روی دست مخاطب می‌ریزد و بدون هیچ حاشیه روی می‌گوید بنشین و ببین چی شد که اینطوری شد.

در فیلم صداها سه روایت موازی وجود دارد که هر سه همزمان و به‌طور معکوس روایت می شوند. یکی از روایت ها حضور سنگین تری دارد. منظورم رویا، رضا و حمید است. روایت های دیگر به اندازه این مثلث عاشقانه تاثیرگذار نیستند.

به نظر می‌آید فیلم سه قصه دارد. اما در واقع یک قصه اصلی دارد و دو قصه دیگر در عین حال که استقلال خود را دارند، به قصه اصلی کمک می‌کنند. من هر بار که فیلم را از منظر یکی از شخصیت های فیلم نگاه می‌کنم می‌بینم که آن شخصیت می‌تواند شخصیت اصلی فیلم باشد. اگر چه ظاهراً حمید ،رضا و رویا آدم های اصلی این فیلم هستند ولی مثلاً من فکر می‌کنم که شخصیت شیرین ( پگاه آهنگرانی) ، شخصیت اصلی است برای اینکه او از بیرون وارد این ماجرا می شود و به پلیس خبر می دهد. یعنی ما می‌توانیم این قصه را این‌گونه هم تعریف کنیم؛ این فیلم داستان یک دختری است که بعد از درگیری با مادرش به خانه دوستش می رود و آنجا یک قتل اتفاق می افتد و او درگیر این ماجرا می شود. یک قصه دیگر اینکه ؛ زنی که از همسرش جدا شده با مرد دیگری ازدواج می کند روز ازدواج آنها همسرش گم می شود و او در جستجوی همسرش به خانه همسر سابقش می رود و آنجا درگیر می شود و قتل اتفاق می افتد. من این قصه را یک جور دیگر هم می بینم ؛ یک مجتمع آپارتمانی است که سه نفر در آن زندگی می‌کنند. یک دختر معتاد که قرار است به آمریکا برود در طبقه بالا زندگی می کند، مردی که به نظر می‌آید یک قاچاقچی خرده پاست در طبقه میانی زندگی می کند و یک صدابردار سینما که استودیو ساخته است در طبقه پائین. هر سه آنها مشکل دارند. در طبقه وسط یک قتل اتفاق می افتد و این سه نفر به هم مرتبط می‌شوند ولی این ارتباط فقط از طریق صداهاست. حتی یک جور دیگر هم می شود این قصه را تعریف کرد. زن و مرد میانسالی فکر می‌کنند می‌توانند خوشبخت شوند اما هیچکس خوشبختی آنها را نمی خواهد.

چرا این قصه ها به یکدیگر مرتبط نمی شوند و روی هم تاثیر نمی گذارند؟

این قصه هیچ نشانه ای برای کلاسیک بودن، ندارد. بر طبق قاعده بالاخره این قصه ها باید به هم مرتبط شوند . چرا قصه شیرین و نگار به قصه سهیل و قصه سهیل به قصه حمید و رویا وصل نمی شود؟ این شکل کلاسیک داستان است. اما این قصه ها قرار نیست وصل شوند چون اگر وصل شوند فیلم درباره وصل شدن خواهد بود. این فیلم درباره گسستن است، این فیلم درباره روابطی است که در حال اضمحلال است. این فیلم درباره بن بست روابط است. ما چهار مرحله از یک ازدواج را در این فیلم داریم ؛ ازدواجی که به طلاق کشیده : حمید و رویا، ازدواجی که امروز انجام شده : رویا و رضا ، ازدواجی که دارد به طلاق می کشد: سهیل و همسرش (مریم)و دو دختری که در آستانه ازدواج هستند. به نظر نمی‌آید ازدواج آنها هم چیز دندان‌گیری باشد. ما چهار مرحله از روابط داریم که در تمامی این مرحله ها روابط به‌بن بست رسیده است. این فیلم درباره گسست است پس چرا باید قصه ها به هم مربوط شوند؟

در فیلم صداها ما با تعدادی موقعیت مواجهیم که شخصیت ها در آنها تعریف می شوند، و دوربین در تک‌تک این موقعیت ها آرام در حال جستجوست. مثلا در همان پلان آغاز فیلم ما یک تیغ جراحی در دستان رویا می بینیم و بعد با او همراه می شویم و رویا را بیشتر می شناسیم و از منظر او در آن محیط سیر می کنیم؟

اگر چه صداها یک فیلم جنایی است ولی حادثه محور نیست. به نظرم فیلم شخصیت‌پرداز هم نیست. اگر دقت کنید ما چیز چندانی از شخصیت ها نمی دانیم. واقعاً حمید چکاره است؟ آتیلا از من می‌پرسید که بالاخره شغل حمید چیست؟ می گفتم واقعاً نمی دانم. من می دانم که احتمالاً چند بار بازداشت شده مثلاً راننده ترانزیتی که اهل قاچاق هم بوده. نه مواد مخدر، شلوارجین و سیگار قاچاق می کرده. در این حد ما این شخصیت ها را می شناسیم. رویا را می دانیم که نترس است چون ماجرای تیغ جراحی به درد ما می خورد. سهیل را می دانیم صدابردار است چون داریم با ماهیت صدا کار می کنیم. فقط به اندازه قصه ما آنها را می شناسیم. شخصیت‌پردازی فیلم صداها مینی مال است. واقعیت این است که وقتی کل داستان در 3 یا 4 ساعت می گذرد بی‌معنی است که بخواهی شخصیت‌پردازی حجیم داشته باشی. باید به نصیحت آیزنشتاین گوش کرد که می‌گفت بیائید ابعاد روان ‌شناختی شخصیت‌ها را حذف کنیم و شخصیت ها را مادی کنیم. چون سینما هنر ماده است آبجکتیو است عینی است ذهنی نیست. من با پیشنهاد آیزنشتاین موافقم. به همین خاطر است که «سایکو درام» چیز مزخرفی از آب در می‌آید. همیشه عینیت در سینما جواب می دهد. ذهنیت در سینما خیلی جذاب از آب در نمی‌آید. در همچین فیلمی ما شخصیت ها را در یک موقعیت به خصوص داریم می بینیم پس می توان گفت صداها فیلم موقعیت است. فیلمی است که ما شخصیت ها را در یک موقعیت به خصوص می بینیم. وقتی با یک موقعیت کار می کنی دوربین خیلی پرتحرک و سریع به دردت نمی خورد. دوربینت باید جستجوگر باشد. در واقع خود فیلم جستجوگر است. چرا در اول هر صحنه ما یک چرخش 360 درجه داریم؟ ما که نمی خواستیم در و دیوار را نشان بدهیم. ما می خواستیم یک موقعیت بسته و خفه را نشان بدهیم. پس صداها فیلمی است درباره کلسرو فوبیا فیلمی است درباره ترس ناشی از زندگی در فضاهای بسته. به همین خاطر ما می چرخیم و می‌گوئیم ببین این زندان ماست. این جایی است که ما زندگی می‌کنیم. برای همین است که عصبی هستیم، تنها هستیم و برای همین است که مریض هستیم. برای همین است که همه آدم های این فیلم به هم گیر می دهند. دو تا دختر با هم رفیقند اما تمام دیالوگ هایشان نیش و کنایه است.

تاکید روی تصویر آیفون در کارگردانی این فیلم برای چیست؟ برای این است که هر چه بیشتر به این مسئله بپردازید که آدم‌ها در جامعه امروز معمولاً با مجاز یکدیگر مواجهند تا با واقعیت عینی ای که می‌توانند از یکدیگر لمس کنند؟

بله. در واقع فیلم دارد می گوید ما با هم هستیم اما تنها. ما رابطه داریم اما این روابط عینی نیست. ما صداهای یکدیگر را می‌شنویم و رابطه داریم. از یکدیگر تصویر می بینیم که یک مشت پیکسل الکترونیکی است. ارتباط‌ها تنگا‌تنگ نیست و به محض اینکه تنگا‌تنگ می شود همدیگر را می‌کُشیم. (می خندد) .

این نکته در مورد شخصیت سهیل نمود جالبی دارد. علی رغم اینکه او دارد تلاش می کند همسرش را از جدایی منصرف کند اما با صدای شعرخوانی همسرش احساس بهتری دارد تا با خود همسرش؟!

صداهایی که سهیل گوش می کند خاطره ای است که از یک عشق دارد. شاملو می‌خواندند و اخوان می خواندند. مونولوگ‌هایی که دوست داشتند می‌خواندند. آن مونولوگ‌ها را من از توی فیلم‌های گدار در آوردم. مثل این دیالوگ : «حقیقت در اطراف ماست پس چرا به تخیل احتیاج داریم » یا «همه ما توسط رویاهایی نامرئی محاصره شده ایم». این جملات همگی متعلق به فیلم‌های گدار است. این دیالوگ‌هایی بود که آنها دوست داشتند و با هم خواندند اینها عشق است. حالا با هم زندگی کرده اند و واقعیت زندگی چیز متفاوتی است. واقعیت زندگی مشکلاتی مثل فقر مالی دارد. چون سهیل یک استودیو در خانه زده است و دارد کیک لالایی می خواند و آن جملات‌ چرندی که از رادیو پخش می‌شود. جمله هایی که بی‌معنی است.

به نظرم می‌آید فیلم شما یک جور حدیث نفس شماست. مردی که در جوانی با دیالوگ‌های گُدار زندگی می کرده حالا دارد کیک لالایی می‌خواند و کارهایی می‌کند که دوست ندارد.

ببین! سهیل یک جوانی بوده که به قول سعید عقیقی می خواسته اینگمار برگمن بشود و حالا دارد کیک لالایی می خواند. بله عین داستان من است. من با اقتباس از داستایوفسکی شروع می‌کنم و بعد مجبور به «باج خوری» می شوم. نه اینکه باج خور بد باشد ولی من شاید دوست داشتم باج خور را جور دیگری می‌ساختم، و این باج خوری را جور دیگری انجام بدهم. بله حدیث همه ماست. به قول رضا میرلوحی که می گوید «چی خواستیم بشیم، چی شدیم». رضا میرلوحی چیزهای دیگری برای خودش می‌خواست اما به چی ختم شد؟ آقای جاهل.

انگار این ماجرا در ایران سنت شده است؟

همه جای دنیا همین است. این اتفاق که ما نمی‌توانیم جای خودمان باشیم جایی که دوست داریم باشیم و مجبورمان می‌کنند که جای دیگری باشیم. شما به عنوان یک نویسنده هم دوست داری چیزهای دیگری بنویسی اما بعضاً مجبوری با چهره‌هایی مصاحبه کنی که اصلاً دوست نداری با آنها حتی حرف بزنی. به هر حال باید کرایه خانه بدهی، خرج زندگی بدهی و . . . شما هم این را داری حس می‌کنی من هم دارم حس می‌کنم که گاهی اوقات کارهایی را انجام می دهم که وقتی به آن فکر می‌کنم خنده‌ام می‌گیرد (می‌خندد)، خدایا این چه کاری است که من انجام می‌دهم؟! سهیل این است و حالا فقط می‌خواهد خانواده‌اش را دوباره به دست بیاورد. آدم تنهایی است و او هم ارتباطش فقط از طریق صداست. تنهاست و صداهایی هم می‌آید و او چه بخواهد و چه نخواهد این صداها را می‌شنود، وارتباطش با دنیا از طریق همین صداهاست. کارش غیر‌اخلاقی است ولی در عین حال ناگزیر است چون این صداها را می‌شنود.

پیش از شروع مصاحبه راجع به گدار حرف می‌زدید . صداهایی که سهیل گوش می‌کند هم دیالوگ‌های عاشقانه فیلم‌های گدار است. این فیلم دیگر چه ربطی به گدار دارد؟

این فیلم به گدار و تروفو ربطی ندارد. گدار به سمت این نوع روایت نرفته است. فیلم‌های زیادی با این شکل روایت ساخته نشده‌اند. حتی 21 گرم و ممنتو هم این‌گونه نیستند. وقتی برگشت ناپذیر و 11:14 اند که رواتی این‌گونه دارند. ممنتو پازل پازل است. البته در صداها هم با کمی عقب – جلو می‌شویم اما اساساً از انتها به ابتدا می‌رویم. یک صحنه در فیلم بود که پایان قصه بود و ما اوایل فیلم می‌دیدیم. در این صحنه می‌دیدیم که شخصیت شیرین (پگاه) بر می‌گردد به خانه و بعد از یک دعوای مفصل با مادرش به یک تفاهم نسبی می‌رسد. این انتهای داستان صداهاست و این صحنه سوم ما بود در این بخش ما خط رواست خودمان را می‌شکاندیم. این مسیر از ته به سر شکسته می‌شد . ناگهان ته فیلم را می‌دیدم و بعد دو مرتبه باز می‌گشتیم و خط فرمی خودمان. این صحنه را حذف کردیم و من می‌دانم که سعید عقیقی خیلی دلخور است. خود من هم دوست نداشتم این صحنه را حذف کنم چون این صحنه قرینه رابطه شیرین و مادر است. یکسری اطلاعات هم در این صحنه است که ما دیگر آن را نداریم.

چرا این صحنه را حذف کردید؟

دلیل حذف این صحنه این بود که تدوینگر فیلم و مشاورش (‌مصطفی خرقه‌پوش) و تهیه‌کننده‌های فیلم نگران زمان فیلم و معتقد بودند چون ما در محیط بسته کار می‌کنیم، امکان دارد مخاطب اذیت شود و دنبال این بودن که از بعد از قتل رضا خیلی سریع‌تر به پایان برسیم. من البته این را درک می‌کنم که وقتی رضا کشته می‌شود تماشاگر دوست دارد زود به پایان فیلم برسد، خصوصاً که سعید عقیقی یک ریسک خیلی بالا کرده و سه تا قصه را سر به ته می‌گوید. شما وقتی یک قصه را ته به سر می‌روی یک مقدار افت دارد ولی در هر صورت این افت طبیعی است چون تو در انتهای فیلم با گره‌افکنی و معرفی شخصیت‌ها روبه‌رو هستی. در بازگشت ناپذیر هم این افت وجود دارد. فقط در بازگشت‌ناپذیر یک شوک بزرگ وجود دارد و آن این است که ناگهان متوجه می‌شوی آن زن باردار است. وقتی تو این نکته را می‌فهمی، تم اصلی داستان را متوجه می‌شوی که تم «از دست رفتن معصومیت» است، و به یکباره متوجه می‌شوی این داستان، داستان آدم و حواست که گناهی مرتکب و از بهشت اخراج شده‌اند و در جهنمی گرفتارشده‌اند که خودشان آن را ساختند و این مسیر غیرقابل برگشت است. در صداها سعید خیلی بلندپروازی کرده و سه قصه را این‌گونه روایت کرده است و ما اگر می‌خواستیم فیلم را طبق فیلمنامه به پایان برسانیم فیلم 15 دقیقه طولانی‌تر از چیزی می‌شد که در حال حاضر هست. تمامی صحنه‌های فیلمنامه را فیلمبرداری کردیم ولی استفاده نکردیم. من یک نسخه 97 دقیقه‌ای و نسخه 107 دقیقه‌ای از این فیلم دارم ولی وقتی دوستان فیلم را دیدند، گفتند وقتی رضا کشته می‌شود تماشاگر زودتر به انتهای فیلم می‌رسد. برای اینکه زودتر به انتها برسد ما مجبور بودیم صحنه‌ای را در بیاوریم و تنها صحنه‌ای که می‌توانستیم در بیاوریم انتهای قصه بود که اوایل فیلم می‌دیدم که آن را به کلی در آوردیم و یک صحنه‌ میکائیل شهرستانی داشت که آن را خرد کردیم در صحنه جلوتر از جایی که بود و بعد از قتل با آمدن پگاه به خانه و صحنه رضا و رویا کار را تمام کردیم تا زودتر به پایان برسیم. وقتی چنین دخل و تصرف‌هایی می‌کنی چیزهایی به دست می‌آوری و چیزهایی را از دست می‌دهی. به نظرم ما بیشتر به دست آوردیم. خوب ما بعضی ظرایف را در مورد شخصیت‌ها از دست دادیم ولی ریتم بهتری به دست آوردیم، و شتابی بیشتر برای پایان فیلم و دیگر تماشاگر را خیلی نگه نمی‌داریم تا به پایان برسیم. تماشاچی حالا زودتر به پایان می‌رسد. من با نسخه فعلی احساس راحتی بیشتری دارم. ولی آن صحنه را هم دوست داشتم. در آن صحنه پگاه و نجف‌زاده خیلی خوب بازی کردند. البته شاید من نباید خیلی راجع به صداها حرف بزنم چون من صداها را خیلی دوست دارم و هنوز از آن فضا بیرون نیامده‌ام. با آنکه بعد از آن یک تله‌فیلم ساختم و در حال حاضر هم در حال ساختن فیلم سینمایی دیگری هستم، اما ترجیح می‌دهم تماشاگر خودش با فیلم همراه شود. در حال حاضر خیلی راحت می‌توانم «باج خور»، «هفت پرده»، «جعبه موسیقی» و «شب‌های روشن» را نقد کنم اما صداها هنوز درون من است و نتوانستم از آن فاصله بگیریم. دیوانه‌وار صداها را دوست دارم. منتقد منصفی برای این فیلم نیستم.

ما در ایران بیشتر اهل مقولات شفاهی هستیم . یعنی مثلا موسیقی ما بیشتر به شکل شفاهی منتقل می‌شود تا مکتوب. در سینما دیالوگ هم برای مخاطب ایرانی و برای فیلمساز ایرانی جدی‌تر است. این ایده که شما در مدیوم تصویری سینما به مقوله صدا بپردازید ریشه در چنین چیزی داشت؟ اصلاً چرا به مسئله صدا پرداختید؟

البته من فکر نمی‌کنم سینما مدیوم تصویر است فیلم صامت مدیوم تصویر است. از وقتی که سینما ناطق شد، سینما مدیوم تصویر و صداست. اگر بپذیریم که نصف فیلم صداست من حتی نمی‌فهمم که چرا صدا باید تابع تصویر باشد. صدا منطق خودش را دارد. اصلاً چقدر خوب است که تصویر تابع صدا باشد. گدار فیلمی دارد به اسم «فیلمی مثل هر فیلم دیگر» این فیلم اول صدابرداری و تدوین شد و بعد از آن رفتند و بر اساس صدا تصویر گرفتند. گدار تئوری دارد به عنوان «استثمار صدا» که معتقد بود اگر نصف سینما صداست پس چرا تابع تصویر است و رای به استقلال صدا داد. اگر دقت کنی صدا در فیلم‌های گدار ناسینک است. مثلا در فیلم «کارمن» ما تصویر نوازندگان کوارتت بتهوون را می‌بینیم اما صدای مرغ دریایی و دریا را می‌شنویم. قطع می‌شود به دریا و ما تصویر دریا و مرغان دریایی را می‌بینیم و روی آن صدای کوارتت بتهوون را می‌شنویم. یعنی صدای این پلان رفته روی آن پلان و بر عکس. حالا اگر بخواهیم شباهتی بین صداها و گدار پیدا کنیم در این است که صداها دارد روی اهمیت صدا کار می‌کند، و اینکه ما با صدا تا چه حد می‌توانیم قصه تعریف کنیم اینکه مثلاً با صدا می‌توان تشخیص داد یک نفر چاق است یا لاغر بلند است یا کوتاه و ... . ما میکائیل شهرستانی را به خاطر صدایش برای این نقش انتخاب کردیم. میکائیل تجربه‌هایی در رادیو داشت که نزدیک چندین شخصیت را از بچه 8 ساله تا پیرزن 80 ساله را خودش بازی کرده. این را در فیلم نقل می‌کند. این شخصیت اصلاً برای میکائیل نوشته شده است. ما به این فکر بودیم که چطور می‌شود روابط به بن‌بست رسیده را با صدا نمایش بدهیم، و از طریق تصویر آدم‌هایی را نمایش بدهیم که با دیالوگ‌هایشان همدیگر را آزار می‌دهند. در یک‌جا ما فقط تفاهم داریم میان رضا و رویا که با یک تماس تلفنی و به وسیله صدایی که پشت خط است این تفاهم به هم می‌ریزد.

امسال چند فیلم در جشنواره وجود دارد که همه با حال و هواهای متفاوت به سمت روایت غیرخطی رفته‌اند. شما ظاهراً در «هفت پرده» چنین تجربه‌ای کردید ....

من هیچوقت دوست نداشتم چیزی را ادعا بکنم اما این همه بی‌توجهی که به هفت پرده شده برایم خیلی ناراحت‌کننده بود. من اولین کسی هستم که در سینمای ایران این کار را کردم. هفت پرده زمانی ساخته شده که هنوز 21 گرم و خیلی از این نوع فیلم‌ها ساخته نشده بود. هفت پرده از انتها شروع می‌شود. سه روز به عقب برمی‌گردد و بعد از انتها هم عبور می‌کند. در 5 دقیقه آخر فیلم شخصیت‌ها همه کشته شده‌اند. آن موقع ما به واسطه این تجربه خیلی تحقیر شدیم همه گفتند که ادا در آوردید و ... حالا که این نوع روایت‌ها جا افتاده همه به سمت این‌گونه داستان‌گویی تمایل پیدا کرده‌اند.

حالا من می‌خواستم بدانم چرا یک داستان سینمایی باید این‌گونه تعریف شود؟

اگر ما بخواهیم تا ابد خطی و سرراست داستان تعریف کنیم، ادبیات داستانی به مشکل برمی‌خورد. ادبیات باید همیشه راه‌های تازه‌ای را جلوی خودش تجربه کند. خیلی با تجربه‌هایی که در 20 سال اخیر در ادبیات شده آشنا نیستم اما در سینما بازتابش را با فیلم‌هایی مثل ممنتو ، 21 گرم، تعقیب و مثل بازگشت‌ناپذیر و فیلم‌هایی از گدار که قصه‌های موازی را تعریف می‌کنند که هیچگاه همدیگر را قطع نمی‌کنند. مثل اسلوموشن ، پسیون ( اشتیاق) یا در ستایش عشق یا موتزارت همیشگی . البته گدار زمان را عقب و جلو نمی‌کند بلکه قصه‌های بی‌ربطی را کنار هم تعریف می‌کند. انگار که داری صفحه حوادث روزنامه را ورق می‌زنی. اینها همه تجربیاتی است که ما همیشه مسیر کلاسیک نقطه عطف یک و دو و سه را ادامه ندهیم بلکه به چیزهای جدیدتری برسیم. خوب است که ما هم این تجربه‌ها را بکنیم البته من معتقدم این تجربیات وقتی جذاب است که ریشه در کلاسیک‌ها داشته باشد. اگر قاعده را نشناخته بشکنی تبدیل به ادا می‌شود. صداها یک قصه کلاسیک دارد اما اگر این قصه از ابتدا تا به انتها تعریف شود قصه لوس و تکراری می‌شود. قصه یک قتل ناموسی پیش پا افتاده می‌شود. اما وقتی این‌گونه روایت می‌شود تو در همان ابتدا قتل ناموسی را به مخاطب ارائه کردی و در اولین پلان فیلم کل قصه را لو دادی . حالا وقتی این‌گونه برعکس پیش می‌روی باید روابط را عمیق کنی، به تماشاگر می‌گویی ببین چرا این اتفاق افتاد وقتی این‌گونه پیش می‌روی از سطح یک درام جنایی ساده به یک فیلم جنایی با پس‌زمینه اجتماعی دست پیدا می‌کنی. حالا با روان و جامعه کار داری و کار می‌کنی. حالاست که وقتی در پایان فیلم رضا به رویا می‌گوید بر می‌گردم، بر می‌گردم عزیزم مخاطب می‌داند که برنمی‌گردد. وقتی تماشاچی با دو لیوان چای دست نخورده تنها می‌ماند، وقتی سالن را ترک می‌کند دچار دریغ می‌شود و با خود می‌گوید اگر آن مردک تلفن نزده بود به رضا این اتفاق‌ها هیچکدام رخ نمی‌داد. اینجاست که روایت معکوس می‌تواند به فیلم بُعد بدهد و فیلم مثل یک تراژدی تاثیر بگذارد. معمولاً می‌گویند که تراژدی تلخ است اما من موافق نیستم. تراژدی پر از امید است ولی نقطه امید در تراژدی زمانی به وجود می‌آید که قصه تمام می‌شود. وقتی هملت را می‌خوانی ظاهراً هیچ نقطه امیدی وجود ندارد در انتهای داستان هملت شمشیر سمی خورده ، در حال مرگ است لایرتیس هم به زخم هملت کشته شده. اوفلیا خودکشی کرده، بلوتوس با شمشیر هملت کشته شده و پلونیوس هم کشته شده و گرترود برای بار دوم بیوه شده است. اگر نقطه امیدی نیست پس چرا مردم هنوز شکسپیر می‌خوانند. نقطه امید جایی است که پرده می‌افتد و مردم می‌گویند اگر بلوتوس به تاج و تخت برادرش طمع نکرده بود این اتفاق‌ها رخ نمی‌داد. در تراژدی همیشه دریغ‌ها به وجود می‌آید و نقطه امید اینجاست. من فیلم صداها را پر از امید می‌بینم.

من با این بحث شما یک کم مشکل دارم. به‌نظر تراژدی چه در مورد خود هملت چه در مورد نمونه‌های کهن‌تر مثل ادیپ اساساً بر یک تقدیرگرایی تاکید دارد. مثلا ادیپ ناخواسته پدرش را می‌کشد، ناخواسته کنار مادرش می‌نشیند و در نهایت متوجه می‌شود که چه گناهانی مرتکب شده و این همان تقدیری است که خدایان برای او رقم زده‌اند.

من فکر نمی‌کنم صداها این‌قدر تقدیر گرایانه باشد. صداها لحنی تراژیک دارد تراژدی کامل نیست. صداها درباره یک موقعیت به خصوص است که ما در آن گرفتاریم و انگار همه ما مریض هستیم. به خاطر همین است که در پایان فیلم رویا کتاب «عشق در سال های وبا» را به رضا هدیه می‌دهد.

منبع : فرهنگ و اشتي

ژان‌لوک گدار

سینا یکشنبه 17 آبان1388  نظر بدهید!

آخرين مطالب ارسالي
فلسفه انجام مجازات زنا در ملأ عام
شاهرودي:خطاكار نبايد از نظام اخراج شود
توصیه دادستان ویژه روحانیت قم به روحانیون
توكلی:هربلایی خواستید سراین قانون آورده‌اید
گفت‌وگو با فرزاد موتمن کارگردان فیلم صداها
آیت‌الله مکارم: مردم در انتظار محاکمه مجرمان کهریزک
پرتال شناسه ملي اشخاص حقوقي
حکم رهبر انقلاب برای ضرغامی
ازبربری ‌٦٠٠ تومانی تاسنگك ‌٢ هزار تومانی
يك خبردر مورد معافيت سربازي
درباره ما
با سلام خدمت شما دوست عزيز.
ضمن خوش آمد گويي اعلام ميدارد اين وب سعي دارد در زمينه ارائه آخرین اخبار دنیای حقوق به شما بازدیدکنددگان محترم خدمت نماید.

لذا آمادگي منعكس كردن نقطه نظرات شما دوستان را اعلام مي دارد.


امكانات سايت

جستجوگر






کاربران
 
چه کساني به ما لينک دادند؟

نوسندگان
سینا
دادیار
ليلا بستانى

لينکستان

بخش ويژه







صفحه اصلي  |  آرشيو |  لينکستان  |  تماس با ما

Check PageRank